ياقوت الحموي ( مترجم : آيتى )

35

معجم الأدباء ( فارسي )

روز سوم وزارتش مرا گفت : اى ابو اسحاق ، چرا از من نمىخواهى كه به نذر خود وفا كنم ؟ سپس گفت معتضد را مىشناسى كه در اموال بيت المال بيدار و حريص است . بايد آن مال به تفاريق حاصل كنى . پس بنشين و عريضه‌هاى مردم را كه در حوائج بزرگ مىنويسند بستان و براى اين كار از آنان مزدى طلب كن ، من چنين كردم . هر روز از درآمد من مىپرسيد تا در اندك زمانى بيست هزار دينار حاصل كردم . بل بيش از آنچه مىخواستم . پس از چند ماه بار ديگر از من پرسيد كه آن مال تو را فراهم شد ؟ و من به دروغ گفتم : نه . هر ماه از من مىپرسيد و من مىگفتم : نه . تا روزى پرسيد و مرا شرم آمد كه باز دروغ بگويم ، گفتم آن مال به بركت وزير حاصل شد . گفت : مرا خوش‌دل كردى كه همواره بدان دل مشغول بودم . سپس دوات برگرفت و براى من به خازن خود حواله‌اى نوشت ، سه هزار دينار صله . من آن را بستدم ، روز ديگر مرا گفت كه به همان شغل پيشين هم مشغول باش تا مردم نپندارند كه از مقام و منزلت تو در نزد ما كاسته شده . من بر دستش بوسه زدم و باز به گرفتن عريضه‌ها و گرفتن مزد از مردم پرداختم و همچنان ببودم تا او وفات كرد . ابن نديم گويد : [ 1 ] زجاج را كتابهايى است از جمله : كتاب ما فسّره من جامع النطق ، كتاب معانى القرآن ، ( و من بر پشت كتاب معانى القرآن اين عبارت را نوشته ديدم « ابو اسحاق املاى كتاب خود موسوم به معانى القرآن را در ماه صفر سال 285 آغاز كرد و در ماه ربيع الاول سال 301 به پايان رسانيد ) و كتاب الاشتقاق و كتاب القوافى و كتاب العروض و كتاب الفرق و كتاب خلق الإنسان و كتاب خلق الفرس و كتاب مختصر النحو و كتاب فعلت و افعلت و كتاب ما ينصرف و ما لا ينصرف و كتاب شرح ابيات سيبويه و كتاب النوادر . 10 - ابراهيم بن سعدان بن حمزهء شيبانى [ 2 ] معلم علوم ادبى بود . مرزبانى او را در كتاب خود ياد كرده است . ابو الحسن العنزى [ 3 ] از او

--> [ 1 ] الفهرست : 66 ، الوافى 5 : 349 - 350 ، المقفّى 1 : 155 . [ 2 ] تاريخ بغداد 6 : 99 ، الوافى 5 : 350 - 351 به نقل از ياقوت و بنگريد به إنباه الرواة 1 : 169 ، بغية الوعاة 1 : 413 ، شرح حال او در نور القبس نيامده است . [ 3 ] حسن بن عليل بن حسين عنزى ابو على ، اديب لغوى و اخبارى ، به سال 260 در سرمن‌رأى در گذشت . إنباه 1 : 317 - 318 .